اهم فعالیت های کلاسی خانم همتی آموزگار پایه پنجم دبستان شاهد شهدای پروین زادآذر 91           

 

به نام خالق زیباییها

امام خمینی (ره):تعلیم وتعلم عبادت است.

فرزندان ما همچون گلهای زیبای بهشتی احتیاج به پرورش ونگهداری دارند. مدسه همچون گلخانه ای است که امکانات این پرورش وشکوفایی را مهیا وآماده میسازد .وطبق فرمایش بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره):آموزش باید همراه با پرورش صورت بگیرد.درراستای این فرمایش گهربار کلاس پنجم خانم همتی برنامه های متنوعی را باهمکاری دانش اموزان واولیای محترم آنها ترتیب داده است که اهم این فعالیت ها به اختصار به اطلاع شما عزیزان می رسد:

1-تشکیل نمایشگاه مشاغل مهمی که در جامعه به آنها اهمیت داده نمی شود.مثل رفتگر (درس سرودی برای پاکی – بخوانیم)

2-برگزاری مراسم جشن به مناسبت عیدسعیدغدیرخم،تهیه شیرینی وشکلات توسط اولیا وپذیرایی از کلیه دانش آموزان مدرسه،تهیه روزنامه دیواری با عنوان علی (ع)درغدیرو....  

3-راه اندازی صندوق گلشن راز وپاسخگویی به سوالات دانش آموزان  

4-تهیه تابلوی باغ قرآن ازنکته های جالب قران کریم

5-تهیه ونصب تابلوی شکوفه ها برای تشویق دانش آموزان ساعی وکوشا

6-برگزاری طرح درمحضر قرآن باخواندن روزانه یک صفحه ازقران توسط دانش آموزان به ترتیب شماره

7-انجام آزمایشات مختلف وخارج از کتاب درس علوم به منظور بالا بردن سطح علمی دانش آموزان مثل تجزیه ی الکتریکی آب

8-تهیه پوشه کار به منظور نگهداری کارهای هنری ودروس تلفیقی با هنر

9-برگزاری نمایشگاه خانه امید مربوط به طرح کرامت

 

10-آماده سازی وسیاه پوش کردن کلاس به منظور اقامه ی عزای حسینی

11-برگزاری سوگواره ی قطره آبی برای شیرخوار حسین (ع)بوسیله لیوان های خالی

12-برگزاری مراسم عزاداری با طرح روزانه ی داستان یک شهید دشت کربلا     

13.برگزاری جشنواره ی غذاهای مفید از شیر و لبنیات و نواخته شدن زنگ شیر در مدرسه             

14- ملاقات همکلاسی خود به منظور احیای سنت حسنه ی عیادت از بیماران

15- انجام آزمایشات فیزیک درس علوم تجربی و  انداختن تصویربه کمک عدسی بر روی پرده

 

                               

       

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

 

 

                              

گزارش فعالیتهای محرم حسینی دبستان شاهد شهدای پروین زاد                              

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه

ای خدای حسین بحق حسین سینه مجروح حسین را به

ظهورحجتت التیام بخش

  -شکیل ستاد ایام محرم در مدرسه

 -.آماده سازی و سیاه پوش نمودن ونصب کتیبه پرچم های عزا در سردرب و فضای مدرسه

  - نوشتن ونصب مطالب واحادیثی از شخصیت آ ن بزرگوار در تابلو اعلانات

 - اجرای مسابقه حفظ  زیارت عاشورا دربین همکاران و دانش آموزان وانتخاب برگزیدگان واهدا هدایا یی به رسم یادبود به آنان

 -اجرای مسابقه کتابخوانی از کتاب زندگینامه امام حسین (ع) بین دانش  آموزان پایه های چهارم تا ششم وانتخاب منتخبین وتشویق آنان (کتاب قبلا دراختیار بجه ها قرارگرفت )

- اجرای مراسم را ویان کوچک بین پایه های چهارم تاششم و  بیان زندگینامه یکی از یاران امام حسین (ع)در برنامه های آغازین

 - نواختن زنگ امربه معروف ونهی از منکر در آموزشگاه

 -پخش نوحه وعزاداری درساعات تفریح  ازبلند گوی مدرسه

 - قرائت زیارت عاشورا در دهه اول هرروز یک قسمت توسط همکاران

 -نواختن طبل و سنج با مداحی همکاران در دهه اول

 - تهیه روزنامه دیواری توسط دانش آموزان و انتخاب بهترین ها ونصب در محل دید

 - برگزاری مسابقه چهل ستاره در آسمان کربلا (جزوه مورد نظر دراختیار دانش آموزان علاقه مند قرار گرفت )

 -تهیه ماکت دشت کربلا وگهواره حضرت علی اصغر (ع) وخیمه گاه ونصب اسامی هفتادودو تن ازیاران امام حسین (ع) در تابلواعلانات به شکل نمادین

-دعوت از مداح اهل بیت (ع) جناب آقای   علی اصغر جانجانی درروز پنجم محرم وبرگزاری مراسم نوحه خوانی  وعزاداری

 - برگزاری مسابقه انشا نویسی باموضوع   ( اگرمن در کربلا بودم ) بین دانش آموزان وانتخاب برگزیدگان

  -برگزاری مسابقه نقاشی باموضوع محرم وقیام امام حسین (ع) ونصب در تابلو اعلانات مدرسه         

-تهیه آش نذری در سوم امام حسین (ع) وسالروز شهادت امام سجاد (ع) و     

 برگزاری مراسم  عزاداری و نوحه خوانی وبیان گوشه ای از زندگینامه امام چهارم در برنامه

 -تهیه متن نوحه وآماده سازی دانش آموزان پایه ششم جهت مراسم عزاداری و نوحه خوانی  در روز ششم محرم در حیاط مدرسه با طبل وسنج

- شرکت دانش آموزان پایه پنجم در مراسم مسجد امیرالمومنین واقع در کارمندان درروز پنجم محرم جهت عزاداری و سینه زنی ازطرف بسیج ناحیه سه  

- تهیه و پخش حلوا وخرمای نذری توسط دانش آموزان پایه ششم در دهه اول محرم در بین کلیه دانش آموزان

 -تهیه ماکت ونمایشگاه در کلاسها توسط همکاران با همکاری دانش آموزان

 - برگزاری اولین نشست تربیت دینی ودعوت ازحجت الاسلام والمسلمین آقای  لرستانی با موضوع فلسفه قیام امام حسین (ع)  با شرکت دانش آموزان پایه ششم

 - برگزاری مسابقه تحت عنوان " حماسه حسینی " جهت دانش آ موزان پایه ششم از زندگینامه امام حسین (ع) (اطلاعات عمومی ) وانتخاب برگزیدگان واهدا مهرتربت وسجاده به آنان  توسط معاون پرورشی

-در روز پنجم محرم سفره امام حسن مجتبی (ع) توسط یکی از همکاران انداخته شد و کلیه همکاران در این مراسم با قرائت دعای توسل در نمازخانه مدرسه حضور بهم رساندند.

  باررالها دردنیا محبت و زیارت امام حسین  (ع )

ودرآخرت شفاعتش را نصیب همه دوستداران و

عزاداران حسینی عنایت بفرما     

آمین یا رب العالمین   


قیام عاشورا و پیشرفت اندیشه عدالت اجتماعی

lمقاله ای پیرامون :

قیام عاشورا و پیشرفت اندیشه عدالت اجتماعی

تهیه شده توسط : خانم آزیتا فخری ، آموزگار پایه ششم دبستان شاهد شهدای پروین زاد

در جهان امروزی یگانه چیزی که فكر انسان ها را به خود مشغول ساخته «چگونه تعمیم بخشیدن عدالت» است. گر چه انسان ها از زمانه های بسیار دور در حد برداشت شان از عدالت چیزی نزد شان مفهوم و معمول بود ولی گذشت زمان نشان داده که با ایجاد تحولات و تغییرات اجتماعی و فرهنگی در زندگی مادی و معنوی بشریت حقوق جدیدی بر حقوق گذشته ي آنان اضافه شده است. از لحاظ پشتوانه های فلسفی و کلامی عدالت مصداق های زیادی در ذهن و خارج از ذهن متفکران، فیلسوفان، و متکلمان داشته که با اتکا به آن مصادیق، به زعم خودشان تعمیم دهندگان عدالت به شمار می رفتند ولی با عدول از یک وهله به وهله دیگر تاریخ نمی شد که یک تعریف مشخص از عدالت برای ابد به دست داد و مصداق عمل قرار داد. ازین رو تعاریف مختلف و متفاوت را نظر به مصداق های عینی و ذهنی در جریان گذشت زمان از خود بروز داده اند و به یک تعریف ایستا، ثابت و مشخص اکتفا صورت نگرفته است. پیامبران در زمان خود بیشترینه تلاش شان بر این بوده تا حد اکثر عدالت را مراعات و تجویز کنند. اگر پیامبر اسلام (ص) را مد نظر قرار دهیم می بینیم که همه آن چه ایشان انجام و امر و نهی کردند کاملاً به نفع انسان بوده است که در آن زمان حد اعلی کوشش جهت تحقق بخشیدن عدالت را نموده اند. قیام عاشورا در تاریخ بشریت به خصوص در تاریخ اسلام یکی از با اهمیت ترین قیام ها در نوع خود بوده است. این خیزش نماد حقانیت و گذری بود از ظلم به عدل، از حق به باطل، از زشتی به زیبايی، از پلیدی به پاکی، از ستم به ایستادگی و ... که هیچ گاه نمی توان از کنار آن بی اعتنا گذشت و ارزش هایي که از لابلای این قیام قد بلند می کند را نمی شود نادیده گرفت. گر چه شهادت امام حسین (رح) و یارانش همه ي مسلمانان را سوگوار و داغدار نمود ولی آن چه برای ما مسلمانان قابل تأمل است همان دید وسیع نسبت به ابعاد و زوایای معنوی این قیام است که عبارت است از ایستادگی در مقابل ظلم و ستم که هیچ عقل سالم و هیچ انسان دراک زیر بار این مظالم نمی رود و نبايد هم برود. زندگی زیر چنبر ظلم برای هیچ انسان تیزبیني مقبولیت ندارد و به هر قیمتی خود را از زیر آن می رهاند. این چنین مبارزات در نوع خود در میان بشریت بی نظیر است چرا که این قربانی ها آيینه دار تحمل نکردن ظلم می باشد؛ ظلمی که همه جا را فراگرفته بود، ظلمی که می خواست همه ی آن ارزش ها و آموزه هایي را که پیامبر اسلام (ص) در ظرف بیست و سه سال از آن پاسداری و حراست کرد، به باد بدهد و نتیجه تمام تحول و تغیير مثبت و مفیدی را که در زمان حیات آن حضرت (ص) و خلفای راشدین به نفع بشر در حرکت بود ناکار نماید، و از هر آن ارزشی که داشت تازه مایه می گرفت با خاک و خون یکسان سازد ولی عدالت طلبان و آزادی خواهان نخواستند بی مهابا از کنار آن رد شوند و ناظر این همه فجایع باشند و دَین اسلامی، ایمانی و انسانی خود را با شهادت شان در راه خدا، ادا کردند و این تصور را در ذهن ما ایجاد کردند که می شود با عدم موجودیت یک توازن نیرو، ولی با یک عزم و اراده قوی در مقابل ظلم و ستم ایستاگی کرد. این پیام ها می رساند که اگر انسان در هر برهه اي از تاریخ قرار داشته باشد می تواند با اشکال و انواع مختلف جلو بی عدالتی، فساد، مظالم و هر آن چیزی که سد راه رشد و تکامل انسانی قرار می گیرد را بگيرد و نگذارد بی عدالتی سرتا پا، بشریت را در گرداب فلاکت غرق نماید و زندگی انسانی را از مسیر طبيعی اش منحرف سازد. پیش گیری ازین قبیل پلیدی ها، شهامت، شجاعت، تعقل، خردورزی و... می طلبد چون آزادی را کسی به آسانی برای دیگری نمی دهد و باید از راه های مختلف درآمد نمود تا به آن مقاصد والای انسانی رسید. باید آن پیام های معنوی را که آن بزرگ مردان تلاش برای رسیدن به آن را داشتند، تشخیص داد و به خاطر بازتاب آن مقاصد ناب باید تمام آن چه را که می تواند از پیام اصلی آن بکاهد، شناخت و دور انداخت تا به گوهر مطلب و زلالیت آن برسیم وگرنه انبوهي از سنت های ناکارآمد که در جریان تاریخ بالای آن پیام ها نشسته است ما را در تشخص و دانستن اصل موضوع عاجز می سازد و نمی گذارد به گوهر موضوع دسترسی پیدا نمايیم. یکی از این سنت ها تقدیس و تعبد بی دلیل و بی موجب است که اندیشه و تفکر ما را برای نزدیک شدن به آن پیام های مطلوب قاصر می سازد. این موضوع خیلی روشن است که شهیدان در جهت کدام عمل گام نهاده بودند و ما می توانیم در جهت عمل آن ها نیز قدم برداریم و آن اعمال نیک را بسط و گسترش دهیم. دومین سنت زیان بار اینست که ما در ورطه اي از شکل گرايی محض گیر مانده ایم. تاریخ بشریت شاهد تغيیرات و تحولات زیادی در شکل ها و شیوه های زندگی می باشد در بسیاری از موارد، ما باید شکل و شیوه بکار برد اعمال خود را مطابق به عصري که در آن زندگی می نمايیم تغییر دهیم و ارزش های تاریخی که در گذشته در شکل خاص اتفاق افتاده بود، به شکل و شیوه های جدید مبدل و در عمل پیاده کنیم و این کار نیاز به یک ترجمه و تفسیر مفاهیم و معنا ها دارد تا آن شکل های سنتی را به شکل های جدید ترجمه کند و الا ما دچار یک سردرگمی خواهیم بود و معنی اصلی آن پیام معنوی برای ما آشکار نخواهد شد. همان طور که تذکر رفت، حضرت نبی (ص) مخاطبان را به بهترین وجه ممکن به عدالت خواهی، به واقعیت گرايی، عقل گرايی،عمل گرايی و رحمت گرايی دعوت و خود نیز همان مسیر را رفته است. بهتر است ما نیز راهرو آن مسیر ها باشیم. ما با استفاده در جهت اعمال آن ها می توانیم زندگی آینده خویش را رقم بزنیم و شکل های خشکي که معنی و مفهوم پیام ها را در خود مخفی کرده دور بیاندازیم. مسأله ي دیگر اینست که ما باید تفکیک میان زمانه هایي که آن اولیای کرام می زيستند با زمانی که خود در آن می زيیم را نمايیم چرا که آن زمان، عدالت را از فرد انتظار داشتند یعنی عدالت را یک امر فردی تلقی می نمودند و مثال می آوردند که مثلاً کی می تواند عادل باشد؟ ولی امروز هیچ کس نباید چنین بیاندیشد، اما با به وجود آمدن تغیيرات در حقوق انسان ها با این چنین برخورد نمی شود زندگی خود را سر و سامان داد و به عدالت مورد نظر دست یافت. امروز مسأله ي عدالت با معیار های دیگری قابل سنجش است و بحث روی اینست که چه طور می شود ما عدالت را تأمین نمايیم؟ نه این که بگويیم چه کس می تواند عدالت را تأمین نماید؟ در گذشته ها می شد که چنین تصوری از عدالت و عادل بودن داشت ولی اکنون نباید آن معیار ها را ملاک عمل قرار داد. امروزه عدالت را می توان با آزادی های اساسی (آزادی فکر و آزادی عقیده)، تأمین حقوق شهروندی ( تساوی همه در مقابل حقوق و وظایف) و مشارکت در ساختار های اجتماعی (تعيین حق سرنوشت) تحقق بخشید. نهاد هایي که حامی این آزادی ها و عدالت ورزی ها هستند عبارت اند از نهاد های مدنی، سازمان های سیاسی، تفکیک قوا، آزادی بیان، و... که می توان از طریق ایجاد یک سیستم لازم که تمام این ارزش ها را در خود جا داده باشد، در عمل پیاده کرد. در روابط انسانی، حقوق بشر منحیث تنظیم کننده زندگی اجتماعی و سیاسی به حساب می رود که می تواند در حد مقدور مشکلات انسان ها را کاهش داده و عاملی برای رفع خشونت در میان تمام جوامع بشری قرار گیرد. اگر ما آن پیام های معنوی بزرگ مردان جهان اسلام را در شکل، رفتار و شیوه های جدید دنیای امروزی به کار می بریم عین دیانت است. و این خود نشان می دهد که آن پیام ها همچنان جاودانه است و قابلیت پذیرش در قالب های امروزی رفتار انسان ها را نیز دارد. به قول گاندی که می گفت «من حسین وار مبارزه می کنم». ازین بحث چنین نتیجه می گیریم که ما باید حسین وار در صدد متحقق ساختن عدالت، برچیدن دامنه ي فساد، نابرابری ها و... مبارزه نمايیم و خواستن عدالت در مقابل جور و ستم می تواند در هر زمان و به هر شیوه ممکن، متحقق گردد تا هم از تعبد و تقدیس بی موجب و هم از غلتیدن در ورطه ي شکل گرايی که شناخت پیام های انبیا و اولیا را برای ما دشوار می سازد، جلوگیری صورت گیرد. تاریخ قیام ابی عبدالله الحسین (ع) و واقعه عاشورا از همه وقایع تاریخی دیگر متفاوت است. بی‌تردید این قطعه تاریخی، حالتی ویژه و استثنائی دارد. از بیان همه روایات می‌فهمیم که این قطعۀ تاریخی باید برای همیشه تاریخ زنده بماند. این روایات بر این نکته تأکید دارد که این واقعه یک حادثه معمولی تاریخی نیست و در زمان و مکان نمی‌تواند محصور بماند. بلکه تاریخ کربلا بعنوان یک سرمایه بزرگ معنوی و یک فرهنگ بزرگ بالنده و امتداد دار در طول تاریخ برای همه شیعیان، مسلمانان و آزادیخواهان جهان درس و سرمشق است. این فرهنگ غنی حسینی درسها و سرمشق‌های فراوانی برای ما دارد که یکی از آن درسها و سرمشق‌ها امر بمعروف و نهی از منکر و رسالت بزرگ اجتماعی نظارت همگانی است. بی‌تردید یکی از اهداف این قیام عظیم همین است. شما ببینید سرآغاز نهضت ابی عبدالله در ماه رجب سال ٦٠ هـ در مدینه با این جملات است: «فعلی الاسلام السلام، اذ بلیت الامه براع مثل یزید» باید با اسلام خداحافظی کرد، اگر مدیریت جامعۀ اسلامی بعهده فردی چون یزید باشد. بنابراین از این بیان می‌فهمیم که تضاد یک حکومت استبدادی ستم پیشه، با فرهنگ اسلامی، عامل اساسی برای این قیام است. در بیان دیگری در متن وصیتنامه امام قبل از خروج از مدینه می‌فرماید: «من برای سرکشی و از روی هوای نفس و یا به منظور فساد و ستم قیام نکرده‌ام، بلکه برای اصلاح امور جامعه و نجات امت اسلامی نهضت خود را شروع کرده‌ام. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و طبق سیرۀ و روش زندگی جدم پیامبر و پدرم علی بن ابی طالب حرکت کنم»1. در این بیان نیز امام حسین(ع) بحث معضلات و انحرافات اجتماعی و فساد در جامعه و ضرورت امر بمعروف و نهی از منکر را مطرح می‌کنند. در مسیر حرکت از مکه به کوفه نیز می‌فرماید: «مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌گردد. براستی که انسان مؤمن در چنین شرایطی آرزوی مرگ می‌کند و مشتاق دیدار پروردگار خود است. که من مرگ را در این حال جز سعادت و خوشبختی و زندگی با ستمگران را دلگیرکننده و جز ننگ و نکبت و عار نمی‌دانم»2. نزدیک سرزمین کربلا در برخورد با لشگر حر بن یزید نیز می‌گوید: «مردم! رسول خدا فرمود: هرکس سلطان و حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال دانسته و پیمان الهی را بشکند و مخالف سنت رسول خدا(ص) باشد و در میان بندگان خدا بر گناه و عداوت و دشمنی عمل کند و در این شرایط، با گفتار و رفتار خود به مخالفت با چنین کسی برنخیزد، خداوند او را در جایگاه همان ستمگر قرار می‌دهد»3. نیازی نیست به دیگر کلمات امام(ع) استشهاد کنم، همه بیانات و کلمات آن حضرت حکایت از آن دارد که این قیام و نهضت برای نجات جامعه اسلامی، مبارزه با فساد، ایجاد اصلاحات، استقرار حق و عدل و احکام الهی، امر به معروف و نهی از منکر است. در اینجا دو نکته باید مورد بحث قرار گیرد. یکی آنکه آیا کاربرد حماسه امام حسین(ع) تنها برای مبارزه با حکومت‌های جائر و طاغوت است؟ آیا تنها برای مقابله و یا جنگ و برخورد با حکومت‌های غیر اسلامی است؟ یا آنکه در دولتهای اسلامی و در جامعۀ اسلامی نیز کاربرد دارد. آیا کاربرد بحث شهادت و حماسۀ عاشورا تنها برون ستیزی و دشمن ستیزی است؟ و یا آنکه درس این قیام، آزادگی، تسلیم نشدن در برابر هر نوع بی‌عدالتی و ظلم است و بصورت کارکردی و عملی سرمشق برای همه کسانی است که بنحوی حقوق آنان در جامعه تضییع شده است؟ با تکیه بر این واقعه درس آموز باید فرهنگ آزادی و تبری جستن از پذیرش روابط ناعادلانه را آموخت. درس عاشورا درس شهامت و رشادت و عزت و مردانگی و آزادگی و تربیت نسل جوان در راستای این اهداف است. تا مردم در سایه این فرهنگ خواستار حقوق حقه خود و پیگیر حقوق اجتماعی خود باشند و تا چنین نشود رشد و ترقی جامعه امکانپذیر نخواهد شد. با تکیه بر این فرهنگ است که باید تحرک و موج و نشاط سیاسی را بوجود آورد. با تکیه بر این فرهنگ و آموزه‌های آن است که می‌توان به سوی جامعه‌ای برتر، آگاه‌تر، فعال‌تر و دارای مشارکت بیشتر و با سطح آگاهی و شعور بالاتر در جامعه، حرکت کرد. بنابراین درس‌های این قیام، هم برای مبارزه با دشمن و با یک حکومت استبدادی و غیر اسلامی است و هم برای اصلاح جامعه و ایجاد عدالت و برابری و جلوگیری از هرگونه انحراف در یک جامعه اسلامی و یک حکومت اسلامی و مردمسالار دینی است. در واقع بحث این است که گسترۀ این سرمشق تا کجاست، آیا حداقلی است و یا حداکثری است. سخن این است که این سرمشق حداکثری است و برای همه جوامع پیام دارد و سرمشق است. نکته دوم بحث گسترۀ معنای «معروف» و «منکر» است. معروف یعنی چه؟ منکر یعنی چه؟ دایره این معروف و منکر تا کجاست؟ متأسفانه در جامعۀ ما بحث معروف و منکر در موضوعات خاصی محدود و محصور شده است. وقتی گفته می‌شود، معروف در ذهن ما عباداتی چون نماز و روزه و حج و مسایل اخلاقی چون کمک به مستمندان و ایتام، احسان و نیکی به نزدیکان، خطور می‌کند. آیا معروف منحصر به همین موارد است که بیشتر در جامعۀ ما مورد بحث است یا دامنه‌ای وسیع‌تر و گسترده‌تری دارد. وقتی هم که کلمه «منکر» مطرح می‌‌شود، بیشتر بحث بی‌حجابی، دزدی، چاقوکشی، مواد مخدر، ضرب و شتم، باج‌گیری و امثال اینها در ذهن ما ردیف می‌شوند. وقتی کلمه دایرۀ منکرات گفته می‌شود و یا مسأله ستاد امر به معروف و نهی از منکر مطرح می‌شود. محدودۀ خاصی در ذهن مردم و حتی برخی مسئولین مطرح است. در حالی که «معروف» معنائی بسیار وسیع‌تر دارد و همچنین در برابر آن منکر. قرآن می‌فرماید. «گفتار پسندیده، سخن مؤدبانه، رفتار نیکو و گذشت بهتر از صدقه‌ای است که در کنار آن آزاد و اذیت و بی‌احترامی و شکستن شخصیت مستمند باشد.»4 بنابراین سخن توأم با ادب و گفتار مؤدبانه از دیدگاه قرآن یکی از مصادیق معروف است و طبعاً نقطۀ مقابل آن منکر است. و یا قرآن می‌فرماید: «برای زنان حقوق شایسته‌ای است همانطور که وظایفی نیز برای آنان می‌باشد.»5 در اینجا حقوق شایسته همسران در برابر یکدیگر بعنوان معروف خوانده شده است. در آیه دیگر قرآن می‌فرماید: «اگر می‌خواهید زنان را نگهدارید باید رفتار خوب با آنها داشته باشید و اگر می‌خواهید جدا شوید باز هم باید با رفتار خوب و خوش با آنها برخورد کنید.»6 رفتار شایسته و مؤدبانه «معروف» و خشونت و درشتی و بدرفتاری بعنوان «منکر» مطرح است. در جای دیگر قرآن نسبت به آنها که بجای قصاص عفو و گذشت می‌کنند کلمه معروف را مطرح می‌کند.7 که در اینجا بحث عفو و گذشت است. و آنجا که بجای قصاص، عفو و گذشت است «معروف» نامیده می‌شود. بنابراین سخن مؤدبانه، رفتار شایسته، حقوق شایسته، اقدام درست، رفتار خوب، عفو و گذشت، احسان و بخشش معاشرت نیکو، برخورد عادلانه و بالاخره هر عمل صحیح و شایسته از دیدگاه شرع، یا عقل یا جامعه «معروف» خوانده می‌شود و در برابر آن هرگونه رفتار خشن، و کار ناشایست و زشت منکر نامیده می‌شود. آیا فکر می‌کنیم امر به معروف و نهی از منکر فقط در جوامع اسلامی و یا فقط در ایران است؟ در حالی که نهی از منکر و امر به معروف در جوامع صنعتی و غرب گاهی شدیدتر از جوامع ما مطرح است. البته ممکن است عملی در اینجا منکر باشد ولی در غرب نباشد و یا کاری در آنجا معروف باشد و در اینجا نباشد. اگر با کسی در معنای معروف اختلاف داریم. قبل از امر معروف باید برای او معروف تبیین شود و سپس به آن امر شود. البته این یک بحث مهمی است که در زمینه «معروف» و «منکر» اگر اختلافی وجود دارد قبل از هر کار، اجماع سازی و نزدیک شدن افکار به یکدیگر یک ضرورت است. شما اگر در یک کشور اروپایی از چراغ قرمزی رد شوید قبل از پلیس، دهها نفر سواره و پیاده شمارۀ ماشین شما را یادداشت می‌کنند و به پلیس اطلاع می‌دهند و خود را موظف می‌دانند که با این منکر برخورد کنند. اگر در صف بانکی ایستاده‌اند و بخواهید صف را بهم بزنید و نوبت را مراعات نکنید، همه مردم با شما برخورد می‌کنند و خود را موظف به مبارزه با این منکر می‌دانند.چون آثار مخرب و نکات مثبت معروف اجتماعی برای دیگران هم هست و آثار و مضرات منکر اجتماعی نیز برای دیگران نیز خواهد بود. کدام جامعه زنده است که بدون امر معروف و نهی از منکر بتواند به حیات و پیشرفت ادامه دهد؟ تضمین سلامت جامعه با نظارت همگانی و امر به معروف و نهی از منکر است. بنابراین بحث این است که پیام کربلا در زمینۀ معروف و منکر چیست؟ آیا مقصود منحصراً معروف، منکر در بحث عبادات و برخی از اخلاقیات است؟ آیا فقط بحث مبارزه با حکومت غیر دینی است؟ یا اینکه در یک جامعه اسلامی هم این بحث مطرح است. من از شما می‌پرسم، ترک یک روز روزۀ ماه رمضان گناهش بیشتر است یا اجرای یک طرح بزرگ ملی بدون گرفتن نظر کارشناسان؟ تحمیل یک هزینه بزرگ بر یک جامعه و بر یک ملت بخاطر عدم توجه به نظر کارشناسان گناهش بالاتر است یا افطار یک روز روزۀ ماه رمضان؟ شکستن روزۀ ماه رمضان، با استغفار و قضا و کفاره حل می‌شود، ولی تحمیل هزینه بزرگ به یک ملت بدلیل عدم مشورت با نخبگان و کارشناسان چگونه جبران می‌شود؟ آیا آن مسئول قادر به جبران است؟ آیا هرگز یک ملت از آن مسئول سهل‌انگار ، بی‌دقت و یا با استبداد رأی، می‌گذرد؟ اینجا رضایت یک ملت و رضایت خداوند مردم را می‌طلبد. منزوی کردن کارشناسان و صاحبنظران و صاحبان تجربه یک منکر بزرگ و گناه نابخشودنی است. دستگیری یک فقیر یک معروف است، مشورت با کارشناسان برای انجام یک امر حیاتی و مهم در سطح کشور و یا در سطح منطقه هم معروف است. ولی آیا این دو معروف قابل مقایسه هستند؟ برای روشن شدن مسأله به چند نمونه منکر بزرگ اجتماعی در همان زمان امام حسین(ع) اشاره می‌کنم و بعد انطباق آن موارد به مقطع زمانی خودمان. یکی از منکرات بسیار بزرگ و غیر قابل گذشت در عصر امام حسین(ع) که یکی از علل اصلی قیام آنحضرت هم بود، این مسأله بود که بنی‌امیه آمده بودند «نظام اسلامی» و «حکومت اسلامی» را فدای جایگاه قومی و طایفه‌ای خود کرده بودند. اسلام و حکومت اسلامی را برای خود می‌خواستند و برای ارتقاء جایگاه قومی بنی‌امیه. و لذا حکومت اسلامی را فدای منافع قومی کردند و بالاتر اسلام و احکام اسلامی را هم فدا کردند. می‌دانیم که در یک جامعه اسلامی، «نظام اسلامی» از همه امور مهم‌تر است و حفظ نظام از اهم واجبات است و لذا امام قدس سره فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است. از نظام اسلامی بالاتر چیست؟ خود «اسلام» است. اساساً هدف اصلی تشکیل نظام اسلامی، اجرای احکام اسلامی، حفظ ثغور کشور اسلامی، اجرای حدود اسلامی و استقرار احکام خداوند و قسط و عدل اسلامی در جامعه است. تشکیل نظام اسلامی برای پیاده کردن احکام اسلام و برای اجرای دستورات الهی است. برای تبلور فرهنگ اسلام و ترویج آن فرهنگ است. اگر نظامی آمد و خود اسلام را از بین برد چه ارزشی دارد؟نظام برای حفظ اسلام و اجرای احکام آن است و همچنین مدیریت جامعه در چارچوب موازین و مقررات اسلامی است. یزید مگر چه کرده بود که امام ناچار شد در برابر او قیام کند؟ یزید هم نظام اسلامی را فدا کرده بود، هم اسلام را فدا کرده بود برای حاکمیت بنی امیه و قدرت طلبی خود. حالا اگر در یک نظام اسلامی، در یک انتخابات، برای برنده شدن یک حزب و جناح، به نظام اسلامی لطمه ‌زده شد و یا بالاتر به خود اسلام لطمه زده شد آیا یک منکر بزرگ انجام نگرفته؟ انتخابات برای چیست؟ نظام اسلامی برای چیست؟ برای اجرای احکام اسلام و مقررات دین، اگر خدای ناکرده در کنار انتخابات‌ها، اخلاق اسلامی و احکام دین را زیر پا گذاشتیم، کار ما معروف است یا منکر؟ اساس اسلام برای اخلاق است. برای فضیلت است. پیامبر فرمود «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» من برای تکمیل مکارم اخلاقی و استقرار اخلاق و فضیلت در جامعۀ بشری مبعوث شده‌ام. اگر بنا باشد با دروغ، اتهام و تخریب، آبروی دیگران را بردن، حزب و جناح من برنده شود، در واقع من در مسیر یزید قرار گرفته‌ام. مگر یزید چه کرده بود؟ یزید برای برنده شدن بنی‌امیه حاضر شد به حکومت اسلامی و خود اسلام لطمه بزند، حسین به همین دلیل نتوانست تحمل کند و در برابر او قیام کرد. اگر در جامعه‌ای برای برنده شدن جناح و حزب، دروغ، تهمت، تخریب دیگران، مرتب تکرار شد. در این انتخابات، در آن انتخابات کم کم فاجعه بزرگی رخ می‌دهد و آن اینکه کم کم منکر تبدیل میشود به معروف و لذا امام حسین در نامه به مردم بصره نوشت: «شما را دعوت می‌کنم برای زنده کردن کتاب خداوند و سنت پیامبر(ص). چون سنت اسلام مرده و بدعت جای آن را گرفته است. و اگر سخن مرا بشنوید و فرمان مرا اطاعت کنید شما را به راه سعادت رهبری خواهم کرد. 8» آری، خطر در جایی است که سنت‌ها، خوبی‌ها، شایستگی‌ها، می‌میرد و بدعت‌ها، زشتی‌ها، خیانت‌ها، بنام کارهای درست و صحیح ظهور پیدا می‌کند. به پیروزی حزب و جناح در سایۀ دروغ‌ها، صرف بیت‌المال و استفاده از امکانات دولتی، تخریب دیگران افتخار می‌شود. بنابراین، فاجعه آن است که معروف منکر شود و منکر معروف شود. فکر می‌کنید در این شرایط می‌شود آن جامعه را به سادگی اصلاح کرد؟! شما به دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) نگاه کنید که بعد از ٢٥ سال انحرافات، حکومت را در دست گرفت. آیا توانست بدعت‌ها را از بین ببرد؟! فرمود: «اگر بخواهم مردم را به ترک این بدعت‌ها و کارهای مخالف با سنت پیامبر وادار کنم و آنها را به مسیر حق برگردانم و به همان سیره و روش پیامبر بخوانم. همه قشون و سربازانم از دور من پراکنده می‌شوند تا جائی که خودم تنها خواهم ماند و یا با شمار اندکی از شیعیان که فضل مرا و جایگاه من را می‌شناسند.9» بعد امیرالمؤمنین موارد متعددی را می‌شمارد، یکی از آن موارد این است که فرمود به آنها گفتم در ماه رمضان نماز مستحبی را به جماعت نخوانید فریاد زدند: «ای مسلمانان بفریاد برسید که سنت عمر می‌خواهد تغییر یابد10». بعد امام فرمود: «من از دست این امت چه ها که نکشیدم!11» امیرالمؤمنین با آن همه عظمت نتوانست رفتار و کردار زشت و هنجارهای ناروا را تغییر دهد و مردم را به مسیر دوران پیامبر برگرداند. شما فکر می‌کنید اگر انحرافات در جامعه رواج پیدا کرد، دو سال، سه سال، ده سال دیگر می‌توان آنها را بسادگی اصلاح کرد. برادران، خواهران، احزاب، گروهها و تشکل‌ها ! بدانید همه ما در یک کشتی نشسته‌ایم. اگر این کشتی سوراخ شود، همه غرق می‌شویم. این کشتی را موافق سوراخ کند، یا مخالفت سوراخ کند، و یا معاند فرقی نمی‌کند. ضربه به همۀ ما و ملت است. کشتی وقتی می‌تواند ما را به ساحل نجات برساند که سالم بماند. اگر خدای ناکرده در جامعه‌ای، گروه و جناح و حزب از نظام اسلامی و از خود اسلام برای ما مهم‌تر شد بدانید در آن شرایط منکر، جای معروف را گرفته است و «بدعت» جای «سنت». منکر دومی که بسیار خطرناک است و در دوران امام حسین بود و خدای ناکرده در این زمان هم ممکن است کسانی در پی آن باشند و آن تخریب و حتی سبّ و لعن بزرگترین یاران انقلاب و امام است. ببینید در دورانی که امیرالمؤمنین خود حاکم جامعه اسلامی بود، این انحراف بزرگ و خطرناک مشاهده شد. فرمود. «به من خبر رسیده که می‌گویید، علی دروغ می‌گوید؟! خدا مرگ شما را برساند. به چه کسی دروغ بسته‌ام؟ به خداوند؟ در حالی که من نخستین کسی بودم که بخداوند ایمان آوردم یا به پیامبر خدا؟ در حالی که من اول کسی بودم که او را تصدیق کردم. نه بخدا هرگز.12» شما باورتان می‌شود که نزدیکترین و عزیزترین یار پیامبر که آن همه پیامبر اسلام از او تجلیل می‌کرد و آن همه آیات قرآن در شأن او نازل شده بود و آن همه فداکاری کرده بود و همواره در مواقف خطر در صف مقدم بود و در همه بحران‌ها او مدیریت را به عهده می‌گرفت، کاربجایی برسد که ٢٥ سال بعد از وفات پیامبر اسلام، مردم نسبت به او چنین قضاوتی کنند و به او نسبت دروغگویی بدهند! از این هم بدتر کار را بجایی رساندند که علی بن ابیطالب را سب و لعن کردند و به او دشنام می‌دادند تا جایی که خود امیرالمؤمنین فرمود اگر به دشنام به من مجبور شدید و جان شما بخطر بود اجازه می‌دهم که من را دشنام دهید! فرمود: «آگاه باشید بزودی شما را به بدگوئی و دشنام من و بیزاری و برائت از من وادار می‌کنند، بدگوئی و دشنام را در هنگام اجبار و خطر اجازه می‌دهم چه اینکه مایۀ بلندی مقام و درجات من و مایه نجات شما خواهد بود»13. باور کردنی است که در جامعه اسلامی بزرگترین شخصیت جهان اسلام و نزدیکترین فرد به رسول خدا و عزیزترین چهره در نهضت و انقلاب اسلامی پیامبر اکرم(ص) مورد سب و لعن قرار بگیرد؟! متأسفانه در همین انقلاب اسلامی خودمان، در همین ٣٠ سال گذشته شاهد بودیم که به برخی از یاران امام و نهضت اسلامی چقدر تهمت و سخن ناروا گفته شد. نکند روزی برسد که بگویند شرط اینکه، این پست و مقام به تو داده شود، این است که به فلان یار دیرین امام (ره) دشنام دهی و از او نفرت بجوئی. نیاید آن روزی که انحطاط در جامعه بجائی برسد که نزدیک ترین یاران امام(ره) مورد سب و لعن قرار بگیرند. اگر از امام حسین پیروی نکنیم و از راه عاشورا، فاصله بگیریم و شهامت ایستادگی و سخن گفتن نداشته باشیم، آن روز دور نخواهد بود. در صحنه عاشورا هم امام حسین به مسأله تکان دهنده برخورد. وقتی فرمود، چرا با من می‌جنگیدید، مگر خودتان من را دعوت نکردید؟ مگر من را نمی‌شناسید؟ در برابر منطق قوی امام، عده‌ای فریاد زدند و گفتند «بغضاً منا لابیک» بخاطر عداوت و کینه‌ای که از پدرت علی بن ابیطالب بر دل داریم، که با این جمله، دل حسین را بدرد آوردند. کار بجائی رسیده بود که فرزند علی بن ابی طالب بودن جرم نابخشودنی بود و گفتند با تو می‌جنگیم چون فرزند علی بن ابیطالب هستی!! علی با آن همه مقامش، جملات پیامبر در حق او که فرمود: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه"، آن همه فتوحات به دستش، آن علم، آن تقوا، آن عبادت و... کاری به جایی رسید که عده‌ای که خود را مسلمان می‌دانستند، فرزند علی بودن، از نظر آنها جرم بزرگ بود. آیا ممکن است چنین منکر بزرگی معروف شود؟ باورکردنی است؟ بله، اگر بیداری و هوشیاری نباشد و عوام‌فریبی در جامعه رواج یابد؛ چنین روزی هم ممکن است. منکر سوم که بسیار مهم است و اینکه، «هدف وسیله را توجیه کند». همانطور که معاویه و یزید می‌کردند از هر گناه و دروغی و مکر و حیله‌ای برای حکومت و ادامۀ حکومت خود استفاده می‌کردند. امیرالمؤمنین فرمود: اگر خیانت گناه نبود من از همه مردم زیرکتر بودم14. اساس حکومت اسلام و حکومت امیرالمؤمنین این است که برای استحکام حکومت از دروغ و خیانت و گناه استفاده نشود. آیا ممکن است در یک جامعه اسلامی، عده‌ای بگویند چون جناح و حزب ما به حق است. پس می‌توانیم علیه رقیب از هر وسیله‌ای استفاده کنیم. استدلال آنها هم این باشد که چون به عقیدۀ ما پیروز شدن جناح رقیب به ضرر نظام است پس مجازیم، تهمت بزنیم، تخریب کنیم، چون هدف مهم است و نه وسیله. همه افتخار ما از آغاز نهضت اسلامی این بود که معتقدیم هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. اساساً فرق اساسی یک حکومت اسلامی با حکومت غربی و شرقی این است که آنها می‌گویند، هدف وسیله را توجیه می‌کند و ما قبول نداریم و می‌گویم اگر هدف حق است، راه هم باید درست باشد. وسیله هم باید منطقی و درست باشد. برای دستیابی به یک حکومت نباید دروغ گفت، تهمت زد و آبروی دیگران را برد. هدف باید درست، مسیر باید صحیح و وسیله هم باید پاک باشد. متأسفانه اگر فرهنگ عاشورا، هدایتگر ما نباشد ممکن است کم کم به این "منکر" هم مبتلا شویم. فرهنگ عاشورا به عنوان یک سرمایه بزرگ و به عنوان یک فرهنگ بالنده به ما می‌گوید: مسلمان هوشیار باش و نگذار در جامعه روابط ناعادلانه حاکم شود! نگذار حق زیر پا برود! نگذار به نام دین، روش‌های پسندیده به روشهای ناپسند تبدیل شود. در برابر بدعت در برابر منکر بایست.عاشورا به ما می‌گوید با منکرهای اجتماعی مهم مبارزه کن و ساکت نمان. مگر امام از سال 41 تا پیروزی انقلاب همواره بر این اصل تکیه نکرد که دین از سیاست جدا نیست مگر گفته نشد که سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما است. اگر چنین است، که قطعاً چنین است، پس نباید امر به معروف و نهی از منکر هم در محدوده مسایل خاصی باقی بماند، باید در سیاست و مدیریت جامعه هم امر به معروف و نهی از منکر حضور پیدا کند. آیا می‌توانیم بگوییم بدحجابی منکر است ولی آمار غیردقیق و یا آمار دروغ دادن منکر نیست؟! آیا می‌توان گفت نگفتن حقایق به مردم و اغراء به جهل و گمراه کردن مردم منکر نیست؟! آیا مسیری که ما را به خودکفایی یا خود اتکایی می‌رساند، معروف نیست؟ آیا طرحی که واردات را کمتر کند معروف نیست؟ آیا تقویت سرمایه اجتماعی معروف نیست؟ آیا مبارزه با تورم و فقر نهی از منکر نیست؟ آیا واردات بی‌رویه منکر نیست؟ آیا اتکا بیش از حد به نفت در بودجه، منکر نیست؟ منکر که فقط چند مورد محدود نیست. منکر یک لیست بلندی دارد، معروف هم این چنین است. بنابراین فرهنگ عاشورا به ما می‌گوید اول معروف‌ها را بشناس، معروف‌های مهم اجتماعی را بشناس، منکرها را بشناس و سپس برای استقرار معروف و مبارزه با منکر کمر همت را ببندد. امروز تقویت هویت دینی و هویت ملی؛ قدرت ملی، بالابردن سطح آگاهی و دانش مردم و شعور اجتماعی و بالابردن اطلاع مردم از حقوق سیاسی و اجتماعی، و بالابردن سطح مشارکت مردم، تقویت اتحاد ملی و انسجام اسلامی که رهبر معظم انقلاب امسال را به اتحاد و انسجام نامگذاری کردند، جزو معروف‌های مهم است که همه ما باید به آنها امر کنیم، استقرار بخشیم و تقویت کنیم. دخالت مردم و نظارت مردم در اداره جامعه، معروف بزرگ است. اینکه امام فرمود میزان رأی مردم است، این یک اصل بسیار مهم و اساسی است که باید آن را تثبیت کنیم. رأی مردم نباید تبدیل به تشریفات شود و اگر خدای ناکرده شد، یک منکر بسیار بزرگ است. حضور در صحنه، معروف بزرگی است که امام (ره) به ما آموخت. حضور پای صندوق آرا معروف مهمی است که امام به ما آموخت. مشارکت مردم در انتخابات و آرا مردم و حضور پرشور در انتخابات معروف بزرگی است که مقام معظم رهبری همواره بر آن تأکید دارند. هرکس هر کاری را انجام بدهد که موجب یأس مردم در انتخابات شود، یک منکر بزرگ را مرتکب شده است. مجریان، ناظران، احزاب، تشکل‌ها و مردم به این اصل مهم توجه کنند باید کاری کنیم که مردم با نشاط در انتخابات حضور یابند به‌عنوان یک وظیفه و یک معروف بزرگ و نباید مردم را دلسرد کرد به عنوان یک منکر بزرگ اجتماعی. برگزاری انتخابات سالم، شکوهمند یک معروف بزرگ است که موجب تقویت نظام و یأس دشمنان ما خواهد شد. این یک وظیفه اسلامی، انقلابی و ملی همه ما است و هر کاری که موجب کاهش نشاط سیاسی مردم و خدای ناکرده حضور کم رنگ مردم در انتخابات شود یک منکر بزرگ است. هر اقدامی که موجب آن شود که مردم احساس کنند آرا آنها امنیت کامل دارد این ایجاد احساس، معروف بزرگ است و هر کاری که مردم نسبت به امنیت آرا خودشان تردید کنند منکر بزرگ خواهد بود. دنیا چشم به این انتخابات و صحت و سلامت آن و حضور مردم در آن دوخته است. تک قطبی‌شدن و تک‌ محوری شدن انتخابات یک منکر بزرگ است. اینها گوشه‌ای از درسهای عاشورا برای همه ما است. پس "کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا ".  پی نوشت: 1 ـ مقتل خوارزمی، جلد ١ ص ١٨٨ 2 ـ تحف المعقول ص ١٧٦ 3 ـ تاریخ طبری جلد ٣، ص ٣٧٦ 4 ـ سوره بقره آیه ٢٦٣. 5 ـ سوره بقره آیه ٢٢٨. 6 ـ سوره بقره آیه ٢٣١. 7 ـ سوره بقره آیه ٧٨. 8 ـ تاریخ طبری، جلد ٤، ص ٢٦٦. 9 ـ روضه کافی جلد ١ ص ٩٦ 10 ـ همان . 11 ـ روضه کافی جلد ١ ص ٩٦ 12 ـ نهج البلاغه خطبه ٧١. 13 ـ نهج البلاغه خطبه ٥٧. 14 -نهج‌البلاغه، خطبۀ 198.   منابع و ماخذ :   عنوان کتاب /// مایکل فریدن. مبانی حقوق بشر. ترجمهٔ فریدون مجلسی. چاپ اول، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۸۲،   عدالت اجتماعی در اسلام /  مؤلف: شهید سید قطب ( ره ) / مترجم : محمدعلی گرامی ؛ سید هادی خسرو شاهی چاپ تهران : چاپخانه سوره / تاریخ چاپ : 1379ش/1421هجری قمری قانون اساسی، ميثاق ملی/  اسدالله شفايی / انتشارات امیرکبیر /  چاپ پنجم   ***************************